بانکها وام ندهند!
از ابتدای انقلاب اسلامی که بانکها خورده شیشه ها را جمع میکردند گویا این خورده شیشه ها به جانشان رفت! ولذا سعی داشتند درمقابل نظام بانکی که اسلام پیشنهادکرده بایستند آنها حملات مردم به بانکها را در دوران انقلاب اسلامی فراموش کرده بودند وسعی داشتند انتقام بگیرند لذا در مرحله اول قرض الحسنه ها را بدنام وتحویل مقامات قضایی دادند وبعدهم برخلاف تمامی دنیا که بهره های کم میگرفتند روی دست تاجر ونیزی ویهویها بلند شدند وبالاترین نرخهارا اعلام کردند ورسما نزولخواری را رواج دادند حالا هم بهترین را ه برای بانکها این است که اصلا کاری به وام وقرض الحسنه نداشته باشند بگذارند مردم به روش خودشان مسئله را حل کنند وآنها مثل همه دنیا فقط به کار تخصصی وبانکی بپردازند..
ثامن الائمه هم نزول میگیرد!
علاوه بر دکتر مظاهری رییس کل بانک که نفوذی نزولخواران است وبا قدرت جلوی رییس جمهور ایستاده وتا مرز استعفا قول داده از نزولخواران حمایت کند معلوم میشودبرخی از طرفداران ائمه علیهم السلام هم نزولخوار ند چون بنام ثامن الایمه یک صندوقی درست شده که از بانک مرکزی اجازه گرفته ??درصد بهره میگیرد وسه تا ضامن با چک هم میگیرد چون میداند وام گیرندگان قدرت پس دادن ندارند لذا تمامی املاک سه نفررا بالامیکشد! خیلی رحم کند آنها را هاپولی میکند
پس از پایان جنگ دوم جهانی که ایران توسط متفقین اشغال شد وتهران پل پیروزی نام گرفت رهبران انگلیس وآمریکا وشوروی در تهران جمع شدند ومرزهای جدید بین المللی را رسم کردند وایران راهم به سه حوزه نفوذ بین خودشان تقسیم نمودند شمال برای شوروی جنوب برای انگلیس وسط برای آمریکا!خوشبختانه بسیاری از اسین کشورها در عرض 60سال این مرزها رابهم زدند ویا اعلام استقلال نمودند ومرزها تغییر کرد ولی در بسیاری از کشورها همین مرزها باقی ماند. مخصوصا کشورهای اسلامی همجنان در جدایی ماندند. در یک بررسی بعمل آمده معلوم شد هردو جنگ جهانی فقط برعلیه ایران بود! در جنگ اول جهانی قسمت سنی نشین را بعنوان عثمانی از ایران جدا کرده وآنرا متلاشی نمدند وبه چندین کشور کوچک با روسای خانوادگی عرب بخشیدند ودر جنگ دوم جهانی هم علیرغم اینکه جنگ در اروپا بود وبین آلمانها ومتفقین ولی وقتی جنگ به پایان رسید که آن سه نفر یعنی چرچیل وروزولت وخروشچف در تهران مستقر شدند . واین نشان داد که ادعای آلمان نازی به ایرانی آریایی بودنشان بزرگترنی کفری بود که گفته بودند! وبه شدت سرکوب شدند تا دیگر جرات بلند شدن نداشته باشند وبا اینکه بیشترین کشته ها وتخریبها توسط آمریکا با بمب افکنهای جدید صورت گرفت ولی آلمانها به قتل عام ودیگر جنایات جنی محکوم شدند البته انهم فقط در روزنامه ها وکتابها زیرا دادگاهی برای جنایتهای جنگی تشکیل نشد. وقتی این دادگاه برای المانها تشکیل شد مانعی نداشت ولی بمحض اینکه قرار شد دیگر جانیان نیز به پای میز محاکمه بیایند حتی جامعه ملل را منحل کردند وسازمان ملل ایجاد نمودند وپایگاه آنراهم از اروپا به امریکا بردند وتا 50سال بعد نگذاشتند اسمی از قانون محاکمه جنایتکاران جنگی بمیان آید. وبا طرح هولو کاست وامثال ان چنان گوش مردم را از جنایات یکطرفه پرکردند تا کسی متوجه قتل عامهای مسلمان در فلسطین ولبنان نشوند. ودرایران نیز با اینکه رضا خان اعلام بیطرفی کرده بود چون هدف اصلی شان همین جا بود بدون جنگ انرا اشغال وبه مناطق تحت نفوذ تقسیم کردند. وتا امروز همه گونه هزینه کرده اند تا نگذارند وحدت ایرانی در حوزه تمدنی ایران شکل بگیرد. بزرگترین هزینه آنها در جنگ افغانستان وعراق فقط به این خاطر است که این دوملت بیش از همه به ایران ووحدت با ایران علاقمندند. پاکستانیها تاجیکها ازبکها وآذریهای قفقاز وغیره همه وهمه تمایل شدیدی به بازگشت به اصل خویش دارند. اما باقیمانده های روزولت وچرچیل هنوز هم هزینه های سنگینی برای جدا نگهداشتن این برادران ایمانی واسلامی دارند. اینها بکنار از همه مهمتر طرفداران منور الفکر این آقایان یا به اصطلاح ما عوامل نفوذی آمریکا وانگلیس کاسه از آش داغتر هستند وبا طرح مسایل بی اساس این وحدت را مانع میشوند .وما انتظار داریم روشنفکران واقعی که درد دین ودرد میهن دارند سریع تر دست بکار شوند وموارد را روشن نمایند تا شاهد مجد وعظمت وشکوه ووحدت مسلمانان وبلکه تمامی دنیا در زیر یک سقف باشیم.
خانم دکتر شهیندخت خوارزمی نظریه های منسوخ را مطرح میکند!
نگرش سیستمی نظریه منسوخ
بسیاری از اندیشه های اقتصادی برپایه ونظریه های گذشته مطرح میشود لذا یک فاجعه بنظر میرسد. درست مثل اینکه ما بخواهیم با قدم زدن دور دنیا بگردیم کسانیکه اختراع ماشین را قبول ندارند ونمیخواهند سوار برتحولات اجتماعی بشوند واز سوی دیگر میخواهند بهترا ز خودروهم راه بروند خود بخود رفتن از این شهر به آن شهر فاجعه آمیز است چه رسد از این کشور به آن کشور . حتی از این خیابان به آن خیابان هم فاجعه است زیرا با خودرو براحتی میتوان در عرض چند ثانیه این راه را پیمود یا باهواپیما بسرعت از این کشور به آن کشور رفت . پس علت اینکه پیشرفت را بسیاری دردناک تصور میکنند همین است . مثلا خانم دکتر شهیندخت خوارزمی در همایش روابط عمومیها ضمن مطرح نمودن نظریه نگرش سیستمی همه چیز را نادرست وفاجعه آمیز معرفی کرد ایشان روند پیشرفت درایران را دست نیافتنی اعلام نمود..
درحالیکه در نظریات جدید نظریه سیستمی تبدیل به نظریه اقتضایی شده زیرا در نگرش سیستمی ما به عوامل امتیاز مساوی میدهیم درحالیکه نظریه اقتضایی اولویت ها را بررسی میکند. البته این هم جدید مردود شده ونظریه مدیریت زمان یا مدیریت آنی جای آنرا گرفته است به اینصورت که مدیران یک دقیقه ای مطرح شدند زیرا تصمیم گیری به یک دقیقه ویا کمتر بستگی دارد مثلا در مربیگری فوتبال ما شاهد هستیم بلافاصله بعد از هرباخت مربی تعویض میشود زیرا نتوانسته در لحظات حساس تصمیم درستی بگیرددر روایات فراوانی داریم که اگر مردم برخی کارها را انجام دهند، چه و چه میشود و برخی از آنان عواقب اجتماعی دارد. مثلاً اگر ظلم زیاد شود، باران از باریدن منع میشود! ممکن است ظاهر قضیه امری ساده و دور از ذهن باشد، ولی ما میدانیم حتی در قرن بیست و یکم و با تمام پیشرفتهای تکنولوژیک بشر قادر نیست باران را کنترل کند و ما میبینیم که نباریدن باران باعث خشکسالی شده و همه چیز گران میشود ویا برعکس، میبینیم که درختان شکوفا زده در اثر باران بیموقع محصولات خود را به زمین میریزند و بشر با تمام غرور و تکنولوژیاش کاری نمیتواند بکند. فقط میتواند چند غرولند بکند که عجب باران بیموقعی! وتمام.
و البته شاید بگوید یک روزی خودم باران را خواهم ساخت و ابرها را بارور میکنم ولی بعد میبیند همان غرامت خشکسالی را بدهد، ارزانتر تمام میشود. این است که اکنون درسراسر جهان که کشتار مردم مظلوم ومخصوصاً شیعیان در عراق و افغانستان مد روز شده، گرانی در جهان بیداد میکند؛ نفت به بالای120 دلار رسیده و طلا هم به جای خود. اخیراً در نیویورک حتی در محلهی منهتن، به قدری زندگی برمردم سخت شده که ثروتمندان نیز از وضع ناراضی شده و شایعاتی قوی بگوش میرسد که فروپاشی آمریکا نزدیک است و مردم میخواهند با ندادن مالیات باعث ازبین رفتن دولت مرکزی شوند و خود به 52 کشور تقسیم شوند تا شاید از زیر بار سنگین هزینه حملات آمریکا به عراق وافغانستان کمی راحت شوند.این گرانی وموج عظیم بالارفتن قیمتها، کم کم به ایران هم میرسد وهرچه دولت بخواهد با دادن سوبسید و یارانه وغیره جلوی آن را بگیرد، امکان ندارد. زیرا که ایران نمیتواند مانند یک جزیره بسته عمل کند وخود را از آلام ودرد رنج جهانیان فارغ بداند. وقتی در فلسطین مردم کشته میشوند و 5/1 میلیون نفر در یک زندان بزرگ به نام غزه اسیر میشوند و ایران ادعا میکند که فقط میتواند برای آنها اشک بریزد و یا در عراق 10میلیون آواره وکشته و مجروح است و ایران میگوید ما دخالت نمیکنیم، این یک مسألهی داخلی عراق است. معلوم است که مهر تأیید به این ظلمها میزند و باید که گرانی راهم تحمل کند زیرا گرانی هم مثل جریان آب راه خود را پیدا میکند و به همه جاها سرایت میکند. مثلاً آمار بالای واردات سیگار به ایران نشان میدهد که ایران مجبور است قیمتهای جهانی را بپردازد، گرچه بسیاری از این قاچاقها درایران مصرف نمیشود و بدون مصرف به ترکیه یاعراق صادر میشود و سودی هم متوجه دلالان ایرانی میشود اما این سود برای چه کسی باعث برکت شده که برای اینها بشود؟ ایران بزرگترین وارد کننده از آمریکا، آلمان، چین، روسیه و همه کشورهای پیشرفته است و به بهانه تحریم با قیمتهای دو برابر، همه چیز را میخرد و این فاجعه را دوچندان میکند. از یکسو دولت در پرداخت سوبسید مجبور است اسکناسِ بدون پشتوانه چاپ کند وتورم را تزریق کند و از سوی دیگر قیمتها را در سطح جهانی بپردازد یعنی دستمزد کارگران خارجی و مالیات آن کشورها بردوش مردم ایران سوار میشود و از سوی دیگر، جیب دلالان جهانی را که بهانه تحریم را دارد پر میکند. یعنی سه جا ضرر میدهد و به قول ضربالمثل قدیمی هم چوب را میخورد هم پیاز را... لذا میبینیم همه چیز سه برابر قیمت عادی برای دولت تمام میشود: یک برابر قیمت اصلی جنس که همان تولید و قیمت جهانی است، یک برابر برای دلالان به دلیل اعلام تحریم و یک برابر هم سوبسید به مردم ایران! و آخر سرهم مردم از گرانی رنج میبرند و دولت از کسر بودجه. و اینها نشان میدهد بیتوجهی به مسایل جهانی و درست کردن یک جزیره امن، چه هزینههای گزافی را برمردم تحمیل میکند. اینکه ما بگوییم ایران تنها کشور باثبات منطقه است، این نیاز به سه برابر پرداخت هزینه دارد که همه باید از محل درآمد نفت تأمین شود و این همه تازه یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه، ریاضت کشیدن تحت عنوان صادرات غیر نفتی است: از زمان مصدق یک شعار مطرح شد که ایران باید اقتصاد بدون نفت داشته باشد، هرسال هم موقع بودجه نویسی این موضوع مطرح میشود ولی در عمل چیزی جز گرسنه نگه داشتن مردم نیست. زیرا همه چیزهایی که صادر میشود، مورد نیاز مردم است و به قول آن فرزانه؛ از سر سفره مردم نان را برمیدارند و صادر میکنند و همین باعث گرانی میشود زیرا وقتی شما مواد شوینده را درامارات بفروشید و به شیخنشینها هدیه دهید، این امر باعث برهم خوردن تعادل میشود و برای ایجاد تعادل مجبورید با واردات بیشترِ مواد اولیه، تولید را مثلاً به تعادل برسانید و این نیاز به پول نفت دارد و توجیه هم دارد؛ شما دارید برای تولید وارد میکنید و صنعت را تقویت. معنی این سیر ساده این است که پول نفت را به اماراتیها دادهایم! در خودرو یا فرش و پسته هم وضع از این بهتر نیست. همه میدانند که صادرات فرش یا پسته یا خرما برای ایران سه برابر معمول بازار جهانی هزینه دارد. درست مثل مثال قبلی، اولاً نهادههای کشاورزی و یا صنایع دستی جز بایارنه دولت نمیتواند سرپا بایستد. یعنی برای تولید پسته ایرانی، کود دولتی، بذر دولتی و تراکتور دولتی و یا برای فرش دستمزدهای کمیته امدادی سوبسیدهای قالیبافی و رنگرزی لازم است و این حداقل برابر یک دستمزد واقعی برای دولت هزینه دارد. پرداخت مشوقهای صادراتی، دادن معافیتهای گمرکی و مالیاتی به صادر کنند گان تهیه و توزیع اقلام مورد نیاز سفرهای آنان و ساده کردن ثبت شرکتها و امثال آن نیز حداقل یک برابر قیمت را برابری میکند و ارزان فروختن این اجناس در کشور مقصد برای بالا بردن توان رقابتی بینالمللی و امثال آن نیز سومین فشار وارده بر اقتصاد ایران است. لذا میبینیم شعار؛ بسیار خوب است ولی درعمل، باز همان خوردن چوب و پیاز باهم است و همهی اینها ریشه دراین دارد که برخی میخواهند از ایران یک جزیره ثبات جلوه دهند که کاری به کار جهان و ظلمهایی که به تودهها میشود ندارد، ولی در انتها نتیجه خود را نشان میدهد.
انتظارات مردم جهان
مردم جهان از ایران انتظار دارند در مشکلات به آنها کمک شود. ایران بزرگترین واردکننده در سطح جهان است و این امر او را ثروتمندترین کشور درچشم جهانیان نشان داده، در حالیکه در داخل مانند آن قضیه مرغ همسایه غاز است و ایرانیها خودرا فقیرترین مردم جهان میدانند و برای درآمد بیشتر به ترکیه و عراق و دبی سفر میکنند. به قول معروف، روی گنج نشستهاند وگدایی میکنند. یک سفر کوتاه به کشورهای دیگر این امر را ثابت میکند. در ترکیه نان، پانصدتومان است، یک لیوان چای هزارتومان و بنزین لیتری سه هزار تومان. یک دستشویی ساده چهارصدتا پانصدتومان است. سیگارهای مالبرو که باهزینههای زیادی به ایران قاچاق میشود، برای ورود به ترکیه بال بال میزند! همهی مسافرها یک قوطی که حد مجاز آن است به دست گرفتهاند و پس از ورود اولین چیزی که از آنها میخواهند همین است. یعنی ایرانی مترادف شده با قاچاق سیگار به ترکیه. وقتی به کرایه ماشین یا امثال آن اعتراض میکنید، میگویند شما نفت دارید، بنزین را لیتری یک دهم ما میزنید و با ماشینهای آخرین سیستم میگردید، بعد اینجا که میآیید، میگویید پول نداریم و سیگار از ما بخرید! در عراق، وضع بهتر از این نیست و یا درافغانستان و حتی در کشورهای دور افتاده مثلاً در امریکا.
شما فکر میکنید وقتی توفان در امریکا میآید، اولین فکری که به مغز مردم آنجا خطور میکند چیست؟ ایران میآید و به ما کمک میکند... ولی کو؟ مردم عادی در آمریکا به مسایل سیاسی کاری ندارند. آنها ممکن است نام رییس جمهور یا رهبر ایران را ندانند ولی یک چیز را میدانند. از وقتی امام خمینی (ره) در ایران آمد، هدفش خدمت به مستضعفین بود ومردم امریکاهم بجز سیصد نفر صهیونیستها، همگی مانند بقیه مردم دنیا مستضعف هستند و در انتظار کمک. شما تعجب میکنید که چرا فیلمهای جن و پری و مرگ و پیشبینی و روح و عالم ماورا در امریکا واروپا زیاد شده چون همه آنها حتی هالیوودیها منتظرند، در انتظار هستند. ولی کو دست کمک؟ و همه اینها برای این است که درست برعکس انها ما خود را فقیر میدانیم و در انتظار کمک آنهاییم. در بازگشت از سفر ترکیه، یک نکته جالب بود که مانند سریال تکرار میشود. دخترک جوانی که پدرش در ایران بود و مادرش در ترکیه، دائم به جادههای ایران خیره شده و میگفت: چقدر دلم برای ایران تنگ شده بود. من از بچگی در ترکیه بودم و تا پیش دانشگاهی را در ازمیر درس خواندم ولی فقط یک هقته اجازه دارم بیایم ایران و پدرم را ببینم! این داستانِ نسل سوختهای است که برای آرزوهای برباد رفته و خیالی مادرش راهی دیار غربت شده و باید در حسرت وطن بسوزد. ندای او امروز به قدری آشناست که ما در تمام ترانههای ایرانیان خارج ازکشور آن را میشنویم ولی این پدر ومادران سنگدل مگر بیدار میشوند؟ آنها معتقدند جزیره خوشبختی در آنسوی مرزهاست، حتی اگر محلات فقیر نشین ترکیه یا آمریکا باشد. اما فرزندان آنها معتقدند غربت، غربت است حتی اگر در کاخ باشند... و این داستان سریالی نه به زمان ما که به کل تاریخ برمیگردد. کسانیکه همیشه رو به سوی بیرون دارند و شاید جنگها وکشتارها هم به همین خاطر باشد، وقتی پدران حرف فرزندان خود را نپذیرند آیا راهی جز جنگ میماند؟ حالا فرقی نمیکند که پدر سنتی باشد و فرزند مدرن، یا پدر مدرن باشد و فرزند سنتی. سنت خداوند براین است که فرزندان بالغ شوند و خود، مستقل از پدران تصمیم بگیرند لازم نیست آرزوهای برباد رفته پدران بر فرزندان تحمیل شود.که اگر چنان شد؛ چنین میشود که میبینیم: سنه الله التی قد خلت ولن تجد لسنته الله تبدیلا...
فقر و احساس فقر
گرانی امری مذموم نیست زیرا خود ما آن را به وجود میآوریم و دلیلش آن است که سود ما در آن است. اگر خانه گران نشود که ما آن را نمیفروشیم و اگر کفش گران نشود که کفاش آن را نمیدوزد... همه برای سود فعالیت میکنند و سود چیزی جز همان گرانی نیست و برای همین است که با اینکه مردم دادشان از گرانی بلند است، ولی فقط در رسانهها آن را میبینیم و کسی عملاً اعتراضی نمیکند! در واقع مانند تف سربالاست. اگر گرانی بد است، چرا وقتی قیمت خانهات بالا میرود، بازهم خدا خدا میکنی که بالاتر برود؟ قیمت دلار و سکهای که دارید وقتی بالا میرود، ناراحت میشوید؟ آیا مرگ خوبست فقط برای همسایه؟ همه چیز باید موقع خریدن ارزان باشد و موقع فروختن، گران. مگر میشود؟ اصلاً اگر گرانی نباشد، کسب وکار نیست. اگر زمینهای شمال تهران مشتری نداشته باشد، خود به خود که گران نمیشود. مگر جنسِ زمین شمیران با زمین بهشت زهرا چه فرقی دارد؟ این هجوم مردم و این طمع مردم است که زمین را گران میکند. از تهران که خارج شوی تا چشم کار میکند زمین است و زمین، پس چرا آنها گران نمیشود؟ چند برابر کشور ژاپن و چند برابر کشورهای اروپایی فقط در زمینهای استانهای خراسان وکرمان و بلوچستان، زمین رها شده داریم. در بقیه کشورها هم همین است. درترکیه فقط آنکارا هست که شلوغ است والّا زمینهای کشاورزی با آب فراوان در مسیر 2 هزار کلیومتری از مرز ایران تا استانبول و آنتالیا رها شده و کسی کشاورزی نمیکند. تک و توکی آنهم برا ی گرفتن سوبسید خرید خانه در آنکارا چند تکه زمین را شخم میزنند! وقتی انسان اینهمه زمین حاصلخیزِ بدون کشاورز را میبیند، تازه میفهمد علت گرانی چیست؟ همه میخواهند در آنکارا یا دراستانبول بنشینند و بهترین میوهها را بخورند. اما چه کسی باید این میوهها را بکارد معلوم نیست. یک لحظه به ذهن آدم میرسد که اگر این زمینها دست صهیونیستها بود یا در دست ژاپنیها، چه میکردند؟ همان کاری که قبلاً در دشت قزوین ایران کردند و یا در حیفا و یوفا و امثال آن میکنند! قدر نعمت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید...
شهردار تهران خواستار نواوی در طرحهای شهری شد
ایشان گفت تاکی ماباید مثل بیست سال پیش فقط باید به درون خانه های مردم گیر بدهیم واز نما که یک جق عمومی است صرف نظر کنیم یا تاکی باید بتن مسلح درست کنیم وپار کینگ بسازیم> باید از روشهای نو کم هزینه استفاده کنیم وی همچنین افزود تا کی باید حق عابر پیاده قربانی سواره ها شود وهرروز خانه های مردم را تخریب کنیم وخیابان بسازیم ؟ تاکی باید پیرمردها وپیرزنها مجبور باشند از پله وپلها بالاروند وآقایی که پشت ماشین است وکولرش هم روشن بیاید وبا سرعت رد شود؟ الان در بازار تهران روزانه 1میلیون ودویست هزار نفر وارد میشوند چرا حق اینها را چند تاتاکسی بگیرد؟
ثبات قیمتها معنی ندارد
یکی دیگر از مسایلی معمولا مغالطه در آن زیاد میشود مسیله تثبیت قیمتهاست که اهل فن با اینکه میدانند که امکان پذیر نیست ولی برخی از آنان بخاطر عوامفریبی شدیدا انرا تبلیغ میکنند
اولا ماهمه جا شاهد تغییر قیمتها آنهم بصورت افزایشی هستیم ممکن است کمی کاهش پیداکند ولی روند ان همیشه صعودی است. مثلا نفت هرروز بالامیرود حتی برخی مواقع ساعنی است یا طلا رشد عیمت دارد ممکن است کمی پاییم بیاید ولی بلافاصله جبران میشود به تبع همه اجناس وکالاها هم تغییر آنهم بسوی افزایش دارند.
ثانیا این افزایش بیدلیل نیست زیرا جمغیت درخال افزایش است ونیازها ماتنوعتر وتقاضا ها افزایش مییابد اما امکانات محدوداست مثلا زمینهای تهران رانمیشود دوباره تولید کرد! یا لس اتجلس را دوباره ساخت این است که همه چیز درحال گران شدن است مانند بچه ای که بزرگ میشود قیمتها همبزرگ میشوند واین توقف ندارد.
سوم اینکه اگر جایی قیمت ثابت است مصنوعی است یعنی دولتها تفاوت قیمت را پرداخت میکنند واین همان یارانه است.پس اگر نان نباید قیمتش تغییر کند معنی اش این است که دولت باید بهای انرا بپردازدویا روعن وبرنج وگوشت وامثال ان وچون دولتها چیزی از خود ندارند یا مجبورند مالیاتها را اضافه کنند یا مثل دولت ایران از صندوق ارزی برداشت کنند.
چه کسی به سینما رونق داده.
در جالیکه سینما جای خودرا به عالم دیجیتال میدهد برخی هنوز در عالم دهه شصت هستند ومیخواهند این مرده را با تزریق پول زنده نگهدارند وجالب است که یکبار گلزار ادعا میکند گیشه را نگهداشته یکبار نیکی خانم میگوید از اینکه به سینما رونق داده ام خوشحالم
عرفان جدید درتالار علامه امینی بررسی شد
دراین بررسی مانند دیگر بررسیها همه از موضع ترس ونفرت بود همه چیز جدید برای اقایان ترس ونفرت دارد مثل رادیو تلویزیون ماهواره و.. اما بعد خودشان استفاده کننده اصلی ان میشوند.علاوه بر ان ترس ندارد چیزهای جدید جدید است والناس اعدا ما جهلوا! این اقایان هم از بوجود امدن عرفان غربی یا آسیایی وحتی ایرانی ناراحت هسند در حالیکه باید خوشحال باشند چون بهرحال بشر یک قدم جلو امده واز دهری بودن دست برداشته وماتریالست نیست تا همه چیز را مادی ببیند اگر نشانه های خدارا اشتباه میبیند باید اورا از اشتباه درآورد..
نوکیا صهیونیستی است
در تالار فردوسی دانشگاه ثابت میکردند که ایران به اسراییل کمک مالی میکند بیشتر از پولی که مثلا شهردار تهران به فلسطن کمک میکند! ومیگفتند که وزیر خارجه از جواب دادن به سوال هولوکاست فرار میکرد!
مدیریت دانشگاه آزاد زیر سوال است !
سلیمی نمین در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در یک مناظره نفس گیر گفت که انتقاد بنده از دانشگاه ازاد نیست بلکه مدیریت ان است زیرا طبق اساسنامه جدید ایشان انتخاب نشده است
شلمچه را دو خاطره است
اول سیف الله شهید
سیف الله آدم فعالی بود از بچگی باهم بزرگ شده بودیم خو دساخته بود با کابنت سازی وجوش کاربید به خرجی خانواده کمک میرساند باهم جلسات مخفی در سابهای 50 داشتیم وقرآن میخواندیم وبحثهای سیاسی وضد رژیم همه باهم بودیم بچه های فامیل ورساله امام خمینی را که گاهی بنام آیه الله خویی وگاهی بنام کاشف الغطا بود چاپ وتوزیع میکردیم براسا چاپ همینها بود یک بار در دفتر انتشاراتی که 7نفر پرسنل داشتیم همه هم فامیا وازاین بچه ها دستگیر شدیم انوقت مجبور شدیم روز هفده شهریور را در کمیته مشترک ضد خرابکاری بمانیم از بیرون بیخبر.بعد از انقلاب هم سیف الله به سپاه پاسداران پیوست وبرای ما که در کمیته بودیم از دورانهای سخت اموزشی میگفت تا اینکه جنگ شروع شد اورا از طرف سپاه فرستادند شلمچه شاید اولین شهید شلمچه بود شاید انروزها هنوز کسی نمدانست شبمچه کجاست ولی روی مزار او در بهشت زهرا نوشتند محل شهادت شلمچه در سال 1361
دوم قطعنامه: ما در مدرسه تربیت مدرس که الان به ان دانشگاه تربیت مدرس میگویند درس فوق را میخواندیم گفتند فطعنامه قبول شده ولی صدام قصد دارد حمله اخری بکند من که درحال دفاع از پایان نامه بودم دیدم دفاع مثدس واجب تراست بابچه ها همنوا شدیم یک گروه از بچه های بسیجی فوق لیسانس را با معیت دکتر احمد احمدی به اهواز فرستادند واز انجا به شلمچه هوا گرم بود خاطرات سیف الله بعد از 6سال زنده میشد تابستان بی ابی وگرم وهرمان دشت وسنگر های آتش ودوشکا، مرا گذاشتند مسئول دوشکا شبها باید کشیک میدادم..اما از صدام خبری نبود ولی یکماه تیر را در انجا ماندیم چون امام خمینی گفته بود که من چام زهررا نوشیدم واین قطعنامه را قبول کردم ایندفعه نمیخواستیم باز یک فرمانده پیدا شود وروی حرف امام حرف بزند وبازهم جنگ را طولانی کند..یک شب دیدم از آنطرف صدا میاید گفتم لابد آنها هستند دشکارا گرفتم وچند تا تیر شلیک کردم خدایی شد که به هدف نخورد! چون بعدش فرمانده آمد وگفت چرا هماهنگ نکردی ؟ آنها بچه های خودی بودند رفته بود ند شناسایی ! گفتم شماباید ندا میدادی من از کجا بدانم ..بعداز یکماه وهمه چیز روبراه بود وصدام از همه جا عقب نشینی کرد ماهم برگشتیم..
چادر روستایی
با اینکه تمام روستاییان ما همراه لباسهای محلی چادر نیز به سر میکنند معلوم چه اصراری است از ادر آنها در میراث فرهنگی اثری نباشد ویا در فیلمها وسریالها هیچگونه اثری از انها نیست شاید میراث فرهنگی هم مثل اموزش وپرورش تصمیم دارد که چادررا حذف کند: در حالیکه ما میبینیم در دانشگاهها چادر درکلاس ازاد است ولی مدارس نمیگذارند حتی در حیاط مدرسه کسی چادر سرکند..
اسدالله و پیتزا
چندی قبل خبری از اسدالله یکتا نقل کردیم وحالا شاهدیم که بکمک یک فرد خیر ایشان مشغول بکار شده ودر پیتزافروشی اختیاریه باحقوق مکفی وبیمه مشغول بکاراست وار آن راضی است
دلارهای نفتی وتروریسم
5000تن برنج از کویته پاکستان خریداری شد البته این بنفع رفاه ایرانیهاست ولی مردم فقیر پاکستان چه میگویند؟آنها میگویند چون ایران پولداراست بهترین برنجهای مارا میبرد وایرانیها میخورند وهمین احساس انها را به کارهای تروریستی سوق میدهد لذا میبنیم واردات ریشه اصلی تروریسم درمنطقه است وفرقی بین مردم فقیر پاکستان وافغانستان وتاجیکستان وعراق نیست
نقشه برداری بکمک کشاورزی سنتی میاید
در مقاله های زیادی که در سازمان نقشه برداری ارایه شد یک مقاله خیلی مناسب بود وان اینکه سعی شده بود نقشه برداری بکمک کشاورزی سنتی بیاید معمولا کشاورزی سنتی از دید جهادگران ووزارت کشاوری باید از بین برود وکشاورزی صنعتی جای انرا بگیرد ولی این مقاله نویس که در منطقه مامونیه ساوه کار کرده بود حتی پیشنهاد داد چون کشاورزان سنتی غالبا هرسال نقشه زمین خودرا عوض میکنند خوب است نقشه ها نیز به روز باشد..
