شلم شوربای تامین اجتماعی !
سازمان تامین احتماعی با دو مشکل اساسی در مکانیزم عملی خود روبروست که باعث از دست دادن اعتبار خود بعنوان یک امین میشود اولا هیچ نوع هماهنگی بین بازرسی ودرآمد آن وجود ندارد زیرا وقتی بازری یک کارگاه را تعطیل یا راکد اعلام میکند در آمد همچنان آن کارگاه را فعال میداند وبرایش جریمه می نویسد ودر یک کیس موردی تا سالها این جریمه نوشتن برای یک کارگته که 4 ماه فعال بوده داشته است وفقط مدعای آن این است که چرا ترک کار ننوشتند! کسی که لیست اورا قبول نمیکنند چطور ترک کار بنویسد؟ چون باز بیمه می گوید باید ترک کارها در لیست نوشته شود! دوم اینکه هیچ نوع مصوبه دولتی را اجرا نمی کند به بهانه اینکه ما پولمان را از که بگیریم ! مثلا همه کارگاهای مشمول ده درصد را به عناوین مختلف 30 درصد می کند وجریمه ودیر کرد آن را هم حساب میکند!
-------------------------
سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران
در گرجستان
با سلام واحترام
به اطلاع میرساند که سایت خبری ماهین نیوز وروزنامه مناقصه و هفته نامه ماهین با همکاری یکدیگر توانایی انتشار اخبار واطلاعات و مقالات تحلیلی در زمینه های مختلف را دارند لذا خواهشمند است برای تقویت همکاری دستور فرمایید برای نماینده این ها حداقل دو فقره کارت ورود بنامهای : احمد حسینی خبرنگار وجلیل قناد زاده عکاس صادر فرمایند تا در مدتی که در تفلیس هستند بتوانند با شخصیتهای گرجستانی مخصوصا رییس جمهور ان در زمینه های فرهنگی واقتصادی خبرهایی تهیه نمایند .
سینما نباید نان هنجار شکنی را بخورد
مدتهاست گروهی بعنوان نسل نو در سینما به هنجار شکنی وروری خط قرمز راه رفتن می اندیشیدند که جامعه البته آنها را به وظایف خود آشنا کرد ولی جالب آنکه در جشن خانه سینما روی خوش به این نوع برداشت از درآمد سینمایی نشان داده نشد وحتی شاهد بودیم که افراد دست اندر کار شب خجسته سالروز ولادت امام حسن ع را برای این مراسم انتخاب کرده واز تواشیح هم استفاده نمودند
عدم انتخاب یک حمینی اهانت به همه ملتهاست
حالا که برداشتن صفر از پول ملی ونامگذاری جدید جدی شده است باید دانست که بی نام خمینی ایران شناخته شده نیست وملتهای دنیا پول ایران را به یک حمینی می شناسند ودر ایران هم سابقا مثلا یک عباسی در زمان شاه عباس مطرح بوده است لذا عدم انتخاب این نام ویا انتخاب نام دیگر اهانت به انتخاب همه این ملتهاست .. باید چهار صفر از پول ایران حذف وهر هزار تومان معادل یک حمینی نامگذاری شود
قبلا ما شاهد بودیم که در انتخابات مطرح شد ه بود که یک گلادیاتور با 9 سرباز می جنگند ولی امروز مشخص شده که قضیه برعکس است وما در سال اینده با 9 گلادیاتور ویک سرباز روبروهستیم ! گردن کلفتهای انتخاباتی با دسته وگروههای خودکه همه مدعی آرا بالا هستند در یک طرف ویک نفر که عضو هیچ جزب وگروهی نیست وخود را یک سرباز میداند دریک طرف وما شاهد خواهیم بود که این بار یک سرباز فداکار بر یک لشکر گلادیاتور پیروز خواهد شد که گفته اند یکی مرد جنگی به از صدهزار
قبلا ما شاهد بودیم که در انتخابات مطرح شد ه بود که یک گلادیاتور با 9 سرباز می جنگند ولی امروز مشخص شده که قضیه برعکس است وما در سال اینده با 9 گلادیاتور ویک سرباز روبروهستیم ! گردن کلفتهای انتخاباتی با دسته وگروههای خودکه همه مدعی آرا بالا هستند در یک طرف ویک نفر که عضو هیچ جزب وگروهی نیست وخود را یک سرباز میداند دریک طرف وما شاهد خواهیم بود که این بار یک سرباز فداکار بر یک لشکر گلادیاتور پیروز خواهد شد که گفته اند یکی مرد جنگی به از صدهزار
مؤسسه "خانه ورزشکاران ایران"
تأسیس اولیه و ساختار کنونی
ورزش و ورزشکار از قرون و اعصار گذشته همیشه نقشی حیاتی در ایجاد و حفظ نشاط و شادابی قشرهای متفاوت جوامع مختلف را داشته است. هویت این نقش در زندگی بشر اولیه در قالبهای یادگیری فنون شکار و برگزاری رقابتهای متنوع بخصوص برای تشویق جوانان به آلایش خود به انواع مهارتهای مبارزاتی، بصورت رسومی پایدار در قبایل مختلف رواج داشت و گر چه بنوعی جزؤ آمادگی های ضروری رزمی ویژه مردان بشمار میرفت، ولی عملکرد آن در بسیاری مقاطع نیز به عنوان عامل اصلی ایجاد زمینه های مساعد صلح و دوستی بین جوامع بشری و تمدن های شکل یافته بعدی کاملاً آشکار بود. رشد این عامل اجتماعی در تاریخ کشور ما ایران نیز همیشه به گونه های مختلف محسوس بوده و سوای مراکز ایجاد شده برای شیوع و گسترش آن در سطح جامعه، آداب و رسوم فتوت و پهلوانی بطور سینه به سینه از پدر به پسر انتقال می یافته است.
با شکل گیری و پیشرفت فرهنگها و تمدنهای قرون بعد، ظهور مکاتب فکری اجتماعی مختلف بویژه دین مبین اسلام به عنوان یک مکتب هدایت گر بشر بسوی فراگیری و توسعه علم و دانش، و وسعت یابی خطوط فکری پیشرفته، توجه اولیاء امور و پیشکسوتان ورزش به اهمیت فعال بودن بانوان در این زمینه به عنوان مهدها و الگوهای ساختاری جوامع مختلف و استعدادهای عالی ایشان در یادگیری و انتقال رموز سلامتی با گسترش زمینه های
پر تحرک ورزشی نیز جلب گردید و مهارت های ورزشی از انحصار آموزش های رزمی و تنوعات فردی فراتر رفته و به محورهای حیاتی ایجاد و حفظ سلامت خانواده ها و جوامع تبدیل گردید. در تمدن امروز نه تنها هنر ورزش به عنوان یکی از نیازهای اولیه انسانی برای سلامت تن و روان تشخیص داده شده است بلکه ابتکارات ایجاد
رشته های مختلف ورزشی و کشفیات مجموعه فنون و تکنیک های فراوان در هر رشته، این هنر را به یک شاخه مهم علمی و یک صنعت
قوی جهانی در میدان حمایت از اقتصاد کشورها و ایجاد روابط گسترده مسالمت آمیز بین فرهنگ های ملل مختلف تبدیل نموده است.
با وجود تلاش فراوان و با ارزش دست اندرکاران امور کشوری و ورزشی در سراسر جهان در راستای ایجاد هر چه بیشتر فضاهای مساعد و امکانات لازمه برای توسعه زمینه های ورزش، خواه نا خواه همانند دیگر تسهیلات تجاری و رفاهی اجتناب از تمرکز امکانات و برگزاری رقابتهای کشوری و جهانی در پایتخت های کشورهای مختلف نیز تا این زمان امری دشوار بوده و لذا ورزشکاران نوپا و حرفه ای هر کشور عموماً ناچارند برای شرکت در مسابقات و حتی تکمیل برخی دوره های پایانی به پایتخت ها هجوم آورده و مهمترین پایگاه مورد نیاز ایشان بدواً استراحتگاهی موقت و قابل استطاعت با محیطی متناسب با اهداف ورزشی ایشان است.
با توجه به این مهم و در کنار تسهیلات دیگر تدارک شده توسط مسئولین ذیربط در تهران بزرگ، خانه ورزشکاران ایران نیز در مهرماه سال 1350 خورشیدی به همت استاد محترم دانشگاه تربیت بدنی تهران جناب آقای غلامحسین قلیچ خانی که از پیشکسوتان رشته های بوکس و کوهنوردی کشور نیز محسوب میگردد در منطقه شمال مرکز تهران در نزدیکی استادیومهای هفت تیر و شیرودی و دیگر امکانات رفاهی مورد نیاز، در خیابان بهار شمالی تأسیس گردید.
با استقبال و مراجعه سیل بیشمار ورزشکاران و تیمهای ورزشی مختلف از تمامی استانها و حتی از برخی کشورهای خارجی برای استفاده از تسهیلات خانه ورزشکاران ایران جهت شرکت در مسابقات یا استراحت موقت، این مرکز در طول 36 سال خدمات به مرور به پایگاهی برای تجمع و سازماندهی اعضاء تیمها پیش از مسابقات کشوری و
بین المللی و تجدید قوا در فواصل رقابت ها و حتی برای استراحت ایشان پس از انجام مسابقات تبدیل شده و بالطبع نیازهای گسترده تری از صرف گردانندگی یک خوابگاه برای حمایت از ورزشکاران کشور را به رویت اولیاء امور آن رسانید. در نتیجه از اوایل سال 1386 استاد قلیچ خانی مؤسس خانه ورزشکاران ایران همراه با همکاریهای مفید برادر خود جناب آقای مهندس ابوالفضل قلیچ خانی به عنوان عضوء هیئت مدیره
وجناب آقای مهندس هوشنگ رحمتی در سمت رئیس هیئت مدیره به عنوان عاملین اصلی این مرکز متعاقب مساعدت های قابل تقدیر آقایان مهندس سید مصطفی هاشمی طباء، دکتر میر محمدی، شیهان حسین لطیفی، دکترامیررضا خادم و سایر مسئولان و پیشکسوتان و قهرمانان ورزشی با احساس مسئولیت و دغدغه برای پیشرفت ورزشکاران و آرمانی ملی برای پر کردن خلل ها و رفع موانع از مسیر ارتقاء و ترفیع مواضع صنعت ورزش کشور ضمن تشریک مساعی با سایر دوستان و ورزشکاران متعهد بزودی تحت حمایت دیگر یاوران و مسئولین خدمتگزار کشور نیز قرار گرفته تا با استفاده از قابلیتهای ارتقاعی پتانسیل های خدماتی خانه ورزشکاران ایران علاوه بر ارائه خدمات اسکان موقت و تغذیه بتوان حمایتهای با ارزش تردیگری نیز از طریق این مرکز به ورزشکاران کشور و در موارد مقتضی به تیمهای میهمان از ملل دیگر ارائه شود.
از جمله اقدامات با ارزش و موفقیت آمیز در این راستا که تا کنون جامه عمل بخود پوشیده اند
1- تأسیس و آغاز بکار شرکت تعاونی مسکن خانه ورزشکاران ایران از مهرماه 86 جهت تسهیل در امور مسکن ورزشکاران ایرانی و موافقت ریاست جمهوری برای تخصیص 500 واحد مسکونی برای ورزشکاران ایران
2- تهیه و اخذ مجوز برای ساخت ویلاهای گردشگری در مناطق مختلف کشور ازجمله شمال کشور
3- برگزاری تورهای ورزشی ، فرهنگی ، سیاحتی ، و زیارتی با همکاری سازمان گردشگری و مدیریت گردشگری خانه ورزشکاران ایران
3- تشکیل کمیته های ورزشی برای حمایت های ممکن از پیشکسوتان و تیمهای ورزشی جوانان و نوجوانان در چند ماهه اخیر تحت عناوین کمیته پیشکسوتان، و تیمهای دوچرخه سواری، ووشوکاران بسیجی و فوتسال خانه ورزشکاران ایران، تخصیص برخی داوطلبان همکاری بعنوان نمایندگان خانه ورزشکاران در کشورهای منطقه و ملل دیگر جهت حمایت از ورزشکاران ایرانی در خارج از کشوراز جمله امارات متحده و استرالیا و آلمان و انگلستان و در حال حاضر کشور برزیل به مدیریت جناب آقای کریمی و جلب و هدایت تیمهای خارجی برای مسافرت به ایران جهت گسترش صنعت توریسم و روابط بین الملل که از زیر پایه های مهم
توسعه صنعت ورزش محسوب میشوند، و برنامه ریزی تکمیلی این پروژه ها با تشکیل شرکت های تعاونی مصرف و تعاونی اعتباری و کمیته های پزشکی، فوتبال، ورزش های رزمی و غیره، و ایجاد بخشهایی جهت خدمات انفورماتیک، امور گردشگری و
اکیپ های کوهنوردی، امور بین الملل، امور بانوان، مشاوره و رفاه،
اشتغال زایی و امثال آن و نیز بتازگی امور هنری و سینمایی در حول محور هموارسازی ارتباط فرهنگ و ورزش بوده که تا کنون با راه
اندازی سایت های اینترنتی خانه ورزشکاران، آغاز فعالیت گسترده کمیته پیشکسوتان، شرکت تیمهای ووشوکار بسیجی،
دوچرخه سواری و فوتسال خانه ورزشکاران در رقابت های ورزشی، تعیین نمایندگان داوطلب تسهیل امور ورزشی ایرانیان و جلب و هدایت تیمهای خارجی برای مناطق حاشیه خلیج فارس و منطقه آسیا- اقیانوسیه، و تشکیل دفتر هماهنگی امور اعضاء خانه ورزشکاران شکلیت عملی یافته و خوشبختانه زمینه های گسترشی و رفع موانع دیگر نیز تحت تأثیر حمایات بی دریق تعداد کثیری از مسئولین متعهد و ورزش دوست کشور مانند معاون محترم ریاست جمهوری و رئیس سازمان تربیت بدنی جناب آقای مهندس محمد علی آبادی، شهردار ورزش دوست تهران جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف و معاون گرامی ایشان و رئیس سازمان ورزش شهرداری تهران جناب آقای دکتر مصطفی آجرلو، شهردار محترم منطقه 7 تهران جناب آقای منهدس محمود ایلخان، اولیاء بسیج فدراسیونها و دیگر یاوران و حامیان جامعه ورزش بطوری روزافزون در پروسه شکل یابی است.
یکی از معجزات احمدی نژاد که اگر هیچ معجزه ای نداشت همین کافی بود متحد کردن ابعاد سه گانه خاتمی هاشمی وکروبی است که همه را اکنون در یک صف واحد می بینیم دیگر از تضاد ومزاحمتها وغیبتهای گذشته خبری نیست وفحش دادن به لر ویزدی وکرمانی جای خود را به دوستی داده وما از این بایت که همه حتی دکتر عارف ومهندس بیطرف را دراین اتحاد در کنار هم میبینیم خوشحالیم
آیا خرسها بیدار میشوند؟
مدتها شوروی سابق بدلیل خوی تجاوزگری خود لقب خرس قطبی را دریافت کرده بود اما پس از فروپاشی این لقب از یادها رفت ولی تجاوز آنها به دومنطقه گرجستان وعقد قراردادهای نظامی وسیاسی برای دردست داشتن برگ برنده در مقابل اروپا وآمریکا کم کم این لقب را زنده میکند بخصوص اینکه مد ودوف یعنی خرس زاده !عسل خورها معمولا خرسها هستند واصولا کلمات روسی به خرس مد ود میگویند واف که حرف اضافه است بمعنی زاده یا فرزند میباشد حرکت نوسانی یا یک قدم عقب ودوقدم جلو سیاست روسها بوده است . ما مبدانیم در زمان قاجار 18 شهر قفقاز متعلق به ایران بود ولی در اثر یک عهدنامه ننگین واگذار شد اما پس از انقلاب 1917 لنین این قرارداد را یکطرفه فسخ نمود ولی پهلویها از ترس حمله آلمان نتوانستند آنرا پس بگیرند وهمین امر باعث شد تا چند سال بعد استالین که خود از اهالی مرکزی گرجستان بود دوباره این شهرهار ا به تصرف درآورد وبا حکومت پلیسی همه مخالفان را بکشد.سالها مردم در عذاب بودند تا اینکه در سال 1991 نیز فروپاشی شوروی اتفاق افتاد واین شهرا بعنوان برادران کوچک روسیه از او جدا شده ولی باز ایران بدلیل ترس از آمریکا نتوانستند این شهرها را پس بگیرند ودوباره این خرس قطبی اراده تصرف داشت وبهمین مناسبت ولادیمیر بمعنب تصرف کننده جهان را به رهبری انتخاب نمود وکم کم زمینه بازگشت گذشته را فراهم نمود واکنون خود خرس پای در میان گذاشته تا عسلها را بخورد وایرانیان در خوشخیالی ترس از آمریکا به این عسل خواری افتخار میکنند!
دکترین یا نظریه تعاریف زیادی دارد. به طور کلی دکترین، نظریهای نو و خلاقانه برای حل مشکلات جوامع بشری براساس مفید بودن است که براساس آن عمل نیز میشود. البته برخی تصور میکنند هرکس دکترینی دارد، خود نیز باید به آن عمل کند و برخی نیز این دو را جدای از هم میدانند! مثلاً در طول تاریخ آمریکا، هر کدام از رییسجمهورهای آن روش و راه حل مخصوص به خود را در پیشبرد اهداف آمریکا در جهان داشتهاند. برخی با زور اسلحه و برخی با کلمات دموکراتیک، اما همه یک جهت داشته و آن اثبات برتری و سروری آمریکا بر جهان بوده است. به خصوص این کار پس از جنگ دوم جهانی شدت گرفت و تئوریپردازان بزرگی برای توجیه این نظریات به کار گرفته شدند. اولین اقدام آنها فراخوان عمومی دانشمندان بسوی جزیره رویایی و قاره ثروت و شهرت بود. اما همه آنهاییکه میآمدند، برعکس انتظارات تبلیغات کندگان بودند. آنها میآمدند تا چیزی از آمریکا بگیرند نه آن که به آن اضافه کنند و لذا قانون مهاجرت که تا مدتها قانونی زیبا و دوست داشتنی بود تبدیل به قانون ضدمهاجرت شد و مهاجران که همه رویایی بودند و در آرزوی آمریکاییان، تبدیل به واژه بد و جرمخیز و ضدقانونی شد. استرالیا، کانادا، آمریکا و حتی جزایر اسکاندیناوی و نیوزیلند، در دهههای قبل از 1950 یعنی قبل از پیروزی آمریکا در جنگ دوم جهانی پر بود از شعارهایی که مهاجران را به خود میخواند. هرکس به این سرزمینها میرفت، کار و خانه و زمین کشاورزی و دیگر امکانات به صورت رایگان درانتظارش بود و آنها میتوانستند پس از مدتی کار چنان ثروتمند شوند که بخش اعظم آن را برای کشورهای خود بفرستند. در این مورد هیچ فرقی بین سفید و سیاه و ثروتمند و فقیر نبود و به همین دلیل این کشورها به نام مهد آزادی و ثروت معروف شده بودند. اما بعداز دهه 50، همه چیز برعکس شد. آمریکا و استرالیا و بعد هم کانادا و نیوزیلند، درهای خود را به روی مهاجران بستند و مهاجرت غیر قانونی شد. البته به صراحت اعلام نشد بلکه قوانینی به وجود آمد که فقط مهاجرت برای نخبگان آزاد شد. یعنی آمریکا و کانادا و استرالیا فقط به کسانی ویزای قانونی میدادند که جزو نخبگان مالی سیاسی و یا اجتماعی و علمی بودند. در بسیاری از موارد حتی به صورت اجبار و دزدی این موضوع اتفاق میافتاد مثلاً برای دانشمندان آلمان شکست خورده در جنگ دوم جهانی تنها راه نجات، مهاجرت به آمریکا عنوان شد و در بسیاری از موارد، دانشمندان ربوده و به آمریکا برده شدند. عملیات جذب مهاجران نخبه که در دیگر کشورها به نام فرار مغزها مطرح شد یک نوع اصلاح نژاد در بین مهاجران بود. اما هربار برروی یک موضوع تکیه میشد و براساس دکترین موجود عمل میشد. در ابتدا دانشمندان هستهای که قادر بودند سلاحهای اتمی و نوترونی بسازند مورد توجه واقع شدند که نهایت آن انفجار بمبهای قوی در هیروشیما بود که گرچه پدر علوم هستهای اروپایی بودند، ولی کاملاً در اختیار آمریکا قرار داشتند و دولت آمریکا با تکیه بر همین دکترین در جنگ دوم جهانی پیروز شد. در این زمان انیشتین و آلمان بیش از همه جا مورد توجه بودند و حتی در ایران نیز میبینیم شاعر شهیرمان شهریار برای انیشتین شعر میسراید و او را از اینکه به خدمت زورگویان درآمد و علم خود را در اختیار جباران قرارداده است نکوهش میکند. اما پس از تسلیم دنیا در برابر زور اتمی آمریکا، دیگر ترساندن آنها معنی خود را از دست داده بود زیرا آمریکا به برتری نظامی دست یافت. دوران جدید دانشمند ربایی برای سازمانهای فضایی آغاز شد و روسیه مورد توجه قرار گرفت... دانشمندان روس به دنبال دانشمندان آلمانی به سرزمین رویاها رفتند و دانش خود را در اختیار کاخ سفید نشینان قرار دادند. با اختراع ساعت کامپیوتری و ماشینهای محاسب وکامپیوتر، زمان دزدیدن نیروهای الکترونیکی فرارسید و ژاپنیها مورد هدف قرار گرفتند و به همین ترتیب تا به امروز که تاچندی پیش دنیای آی تی و اطلاعات و اینفورمیشن بود و ایرانیها مورد توجه قرار گرفتند زیرا ایرانیها توانسته بودند درعصر جاسوسی کاری کنند که تمامی سازمانها انگشت به دهان بمانند. آنها انقلاب اسلامی را به دوراز سازمانهای اطلاعاتی ساخته و پرداخته و به پیروزی رسانده بودند و هنوز هم ماهیت این حرکت برای هیچکس کاملاً روشن نیست زیرا اگر روشن بود، قدرت و پول وثروت ثروتمندان به زودی بدل آن را میساخت و نابود میکرد. دکترین ایران ستیزی یا ایرانیربایی شاید درازترین دکترین آمریکا از زمان آغاز دوران طلاییاش بوده است. ایران ستیزی از زمانی شروع شد که ایرانیها به طبع حماسههای تاریخی خود دست دشمن را خواندند و درست بر ضد آن عمل کردند! خیلیها ممکن است منافقین یا مجاهدین را ضد اسلامی بدانند، ولی ضد ایرانی نمیتوانند بخوانند زیرا که همه اطلاعاتی که آنها به سازمانهای جاسوسی میدادند، اشتباه بود و این نه از عدم اطلاع آنان که از سیاستهای ایرانی و عرق ملی آنها سرچشمه میگرفت. ممکن است مثلاً نقشه بنی صدر را در دوران ریاست جمهوریاش به خاطر شکست خوردن طرح آن خائنانه بدانند ولی همانها که بر بنیصدر ایراد میگیرند، خودشان طرحهای شکست خورده بسیاری داشتند. چرا جنگ بعد از سوم خرداد ادامه یافت؟ چرا 6 سال تمام اینهمه هزینه به مردم ایران وعراق تحمیل شد؟ چونکه همین منتقدان بنیصدر قول داده بودند که بعد از فتح خرمشهر، بغداد راهم فتح کنند ولی نتوانستند! حالا چرا آن شکست محکوم ولی این شکست محکوم نمیشود؛ جای سؤال دارد. تا حالا بسیاری تصور میکردند که ایرانیان مهاجر به آمریکا و انگلیس، خائن هستند و البته سازمانهای جاسوسی و ماهوارهها و بنگاههای سخن پراکنی آمریکا و اسراییل نقش مهمی داشتهاند. اما ما میبینیم اولین مهارتی که یک ایرانی به دست میآورد فوری آن را در اختیار کشورش قرار میدهد. و این سؤال همیشه در ذهن غرب باوران است که چرا آمریکا که هر روز شعار حمله به ایران را میدهد هرگز این کار را نکرده و نخواهد کرد. دلیلش همین دکترین خاص ایرانیان در مقابله با دشمن است. مردم در مصاحبهها و یا در صحبتهایشان ازهمه چیز اظهار نارضایتی میکنند ولی به موقع در راهپیماییها شرکت میکنند و به موقع از میهن وکیان اسلامی دفاع میکنند. چرا؟ چون دکترین ایرانیان برخاسته از دکترین رستم است. رستم در شاهنامه فردوسی وقتی با اکوان دیو روبرو میشود، میداند که کار او برعکس عمل کردن است اما این را به او نمیگوید. ولی مورد توجه قرار میدهد. یعنی دست دشمن را خوانده است ولی به او نمیگوید که من میدانم و لذا وقتی اکوان دیو از او سؤال میکند که به دریا بیاندازم یا به خشکی؟ رستم خشکی را میگوید و به دریا فتاده شنا کنان نجات مییابد. هنوز هم خیلی از حوادث ایران است که قهرمانان آن نشناخته ماندهاند. فقط به دلیل آن که مسأله امنیتی داشته و ممکن است باز گویی آن برضد مصالح ایران و اسلام باشد و لذا قهرمانان سوم خرداد، 15 خرداد یا موضوعات دیگر هنوز معرفی نشدهاند و آنها نیز گمنامی را برای خود بهتر میدانند تا افشای مطالبی که دشمن بتواند دکترین ایرانیان را از روی آن بخواند و سوء استفاده کند. همین مثال آخری در مورد انفجار حسینیهای در شیراز. دستاندرکاران ترجیح دادند مورد هجوم مطبوعات و بنگاههای سخن پراکنی قرار گیرند ولی اصل موضع را تا دستگیری کامل اعضای آن به رسانهها نکشانند. زیرا کافی بود که عناصر متوجه شوند که طرح یا نقشه آنها لو رفته، لذا خیلی سریع تغییر استراتژی داده و افراد و سرپلها را تعویض میکردند.
جالب است بدانید که در کنفرانسهای بینالمللی وقتی دانشمندان خارجی به ایران میآیند، دو حس متضاد در کنار هم است. ایرانیان تصور میکنند که آنها پیشرفتهترند، در حالیکه آنها میبینند ایرانیان هستند که یک گام جلوترند. در سومین همایش بینالمللی پل که در دانشگاه صنعتی امیر کبیر برگزار شد این موضوع کاملاً روشن بود. رییس دانشگاه و برخی مسؤولان قدیمی که جوانان را باور ندارند از دانشندان خارجی دعوت کرده بودند تا از نظرات آنان استفاده کنند ولی همه آنها در صحبتهای خود مکرراً میگفتند که این موضوع برای ایرانیها بسیار ساده است. پروفسوری که استاد دانشگاه برکلی آمریکا بود اعتراف کرد که ما در موضوعی در آمریکا بسیار کوشش کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم ولی الآن که به ایران آمدم، دیدم دانشجویان ایرانی بدون هیچ ادعایی آن را حل کرده وعمل میکنند! وی حتی گفت ما با مسؤولین آمریکایی بسیار چانه زدیم تا موضوع آتش گرفتن پلها راهم به آنان بقبولانیم و راه حلهای آن را در ساخت پل مورد توجه قرار دهند، ولی نه مسؤولین آمریکایی و نه استادان زیر بار نرفتند... ولی در ایران دیدیم که دانشجویان وقتی پلی را طراحی کردند، برای اطفای حریق هم پیشبینیهای لازم را انجام دادهاند. با تمام این اوضاع و احوال، برخی نیز هنوز در دوران دکترین کیسینجر و یا برژینسکی هستند و با اینکه ایرانیاند ولی از گفتههای آنان برتر از آیات قرآنی نام میبرند. مثلاً در همین سمینار بانکداریِ دفتر پژوهشهای پولی و بانکی بانک مرکزی میتوانید ملاحظه کنید که رییس این دفتر ایران را کشوری کمتر توسعه یافته عنوان میکند و در مقاله خود همه تئوریهای بانکداری اسلامی را به عنوان نظرات یک کشور فقیر زیر سؤال میبرد! وی در یک اظهار نظر غیر کارشناسانه، بانک جهانی را متولی دولتهای جهان میداند و میگوید که بانک جهانی طرح کوچکسازی دولتها را در دستور کاردارد. البته اینکه بانک جهانی بخواهد همه دولتها را ساقط کند و آنها را دوباره با نظم خودش ایجاد نماید، کار خوبی است ولی چه کسی به او این اجازه را داده است؟ پس نقش مردم و دموکراسی چه میشود و سازمان ملل و میثاقهای بینالمللی عدم مداخله کجا میرود؟ این مردم هر کشوری هستند که در مورد دولت خود تصمیم میگیرند نه یک بانک. آنهم بانکی که خود را حجیمتر از هر دولت دیگری ساخته و در کوچکترین مسایل داخلی کشورها دخالت میکند. به هرحال باید بیدار بود و این دو دکترین یا دو نوع نظریه را شناخت. نباید در ایران بود و برای آمریکا کار کرد. نباید مرکزی که از دولت جمهوری اسلامی بودجه میگیرد، تبلیغاتچی مداخلهگران بینالمللی باشد. مداخلهگرانی که همه نوع کودتا را درکشورهای اسلامی به نام دموکراسی بر پا میکند. در عراق، در لبنان و در فلسطین؛ ما میبینیم براساس اصول ادعایی همانها، دولتها با رأی مردم انتخاب شدند ولی بالاترین تحریمها برعلیه آنها اجرا میشود تا ساقط شوند! کودتاهای سیاسی و نظامی مانند رگبار مسلسل به سوی اینها شلیک میشود. اخیراً درترکیه نوع جدیدی از کودتا را به اجرا گذاشتهاند. کودتای قضایی! یک قاضی دادگاه قانون اساسی، بر علیه تمامی آرای ملتش اعلام جنگ داده است. او میخواهد حزب عدالت و توسعه را غیر قانونی اعلام و افراد آن را ازهرنوع عمل سیاسی منع کند. در حالیکه مردم بارها نظر خود را در دفاع از این حزب و سران اسلامی آن اعلام داشتهاند. پس کجاست دموکراسیای که دکترین آقایان اعلام میکند. جالب است وقتی اعلامیه دولتی کاخ سفید را بر روی سایت میخوانید، جرج بوش هنوز هم شما را به کشوری دعوت میکند که دنیای آزاد است و مردم در آن احساس خوشبختی میکنند!
گروه G18
در زمان قاجار مخصوصا در دوران مظفرالدین شاه ایران دچار تجزیه شد وقسمتهای بی شماری طی جنگها وقراردادهای مختلف از ایران جدا شد. بعبارت دیگر ایران زمان ساسانی یا هخامنشی ویا حتی زمان نادر شاه وشاه عباس که تقریبا تمام دنیای زمان خودشان را شامل میشد تبدیل شد به کشوری که از نظر مساحت در ردیفهای دورقمی قرار گرفت روسیه وچین وآمریکا وحتی هند وعربستان از ایران بزرگتر شدند. مهمترین این تجزیه واز دست دادنها از طریق قراردادهای ننگین ترکمانچای وگلستان بود که 18 شهر قفقاز به روسیه واگذار شد. باکو ونخجوان وایروان وگنجه وتفلیس واردوباد و.. از جمله شهر هایی بودند که فتحعلی میرزا بسیار سعی کرد آنرا از روسها پس بگیرد اما نتوانست زیرا از سوی حکومت حمایت نمی شد میگویند یکبار که از پادشاه در خواست سرباز کرده بود شاه برای 40کنیز فرستاد وپیغام داد که فعلا با اینها مشغول باش وغم مملکت داری را به ما واگذار کن ! حتی وقتی او دلیرانه در جنگ هرات آن شهر را باز پس گرفت به او لقب جنگجوی پیروز را ندادند ولی وقتی که انگلیس همچون امروز ه ناوهای خود را در خلیج فارس مستقر کرد وایران راتهدید به حمله نمود وبدستور مظفرالدین شاه هرات تخلیه وتحویل انگلیس شد لقب جنگجوی پیروز را گرفت !وعنوان غازی مظفر به عناوین دیگر او اضافه شد.
اکنون نیز بیم آن میرود از ترس حضور نظامیان آمریکایی در خلیج فارس حقوق ملت ایران وملتهایی که به ایران علاقه دارند پایمال شود: زیرا در مورد همین 18 شهر قفقاز اولا این قراردادهای ترکمانچای وگلستان صد ساله بوده واین زمان به سر آمده . از سوی دیگر همه میدانند که پس از انقلاب اکتبر 1917 لنین با صراحت اعلام کرد که قرارداد تجاوز گرانه ترکمانچای را قبول ندارد وآنرا ملغی اغلام میکند. ما اکنون به پشتوانه این دوامر تاریخی درخواست داریم از مسئولین باز گرداندن این 18 شهر را پیگیری نمایند. ما اطمینان داریم حتی در صورت عدم قبول این موارد اگر یک رای گیری دموکراتیک بین مردم انجام شود علاقه انان به ایران بیش از روسیه وجاهالی دیگر است زیرا مشترکات فرهنگی فراوانی دارند وعلاوه براینکه ایران مانند راسپوتینهای روسی ویا آلمانهای تازی یا استالینهای کمونیست هرگز کشتار وغارت انجام نداده اند وتاریخ 2600 ساله مدیریت ایران برجهان نشان میدهد که هیچ نوع مدیریت در طول تاریخ از مدیریت ایرانیان بهتر نبوده چنانکه شاهدیم کمونیستها در دوران حکومت خود در پشت دیوار آهنین چه بلاهایی به سر مردم آوردند ویا انگلیس چه مقدار استعمار گری کردند ویا آمریکا که اینک تمام جهان را به آشوب وجنگ کشیده وبرای سود کلان که از فروش اسلحه بدست آوردند دنیا را به جان هم انداخته اند.
با عنایت به موارد فوق ما درصدد تشکیل سازمان جی هیجده یا هیجده شهر قفقاز هستیم که هدف آن تهیه مقدمات باز گرداندن این شهرا به ایران است . این سازمان گروه مطالعات تاریخی وواحد حقوقی بین المللی ونیز دایره حمایتهای مالی واداری را خواهد داشت تا نحوه پیگیری ودلایل ومستندات آنرا فراهم نماید با تشکر : هیات موسس گروه 18جی
ماموران مرزی جمهوری آذربایجان
در مرزآستارا و جمهوری آذربایجان همه ماموران آذربایجانی در هنگام خروج ایرانیان بنحوی پول می گیرند حالا معلوم نیست این پول قانونی است یا غیر قانونی ولی چون ایرانیان برای خروج از آنجا مجبورند بپردازند لذا می پردازند از دولت جمهوری آذربایجان در خواست میشود اگر این ها قانونی است طبق یک فرم یا نوشته ای ابلاغ شود وگرنه با ماموران خود برخورد نماید زیرا هنگام ورود 40یورو از همه میگیرند وهنگام خروج نیز می گیرند.
حمایت از فتوای جدید آیه الله سیستانی
برخلاف نظر برخی مسئولین ایرانی وعراقی با خروج آمریکاییها نه تنها خلایی ایجاد نمیشود بلکه بزرگترین مانع امنیت عراق از بین میرود وعراقیها به اندازه کافی بالغ ورشید هستند که نیاز به قیمی چون آمریکا یا قراردادی با آن داشته باشند وآیه الله سیستانی از این موضع قدرتمندانه مجددا با طرح مشترک امنیتی عراق و امریکا مخالفت کرد. واین لحظه میمون ومبارکی است که در ماه رمضان تکلیف این اضغالگران وجاسوسی آنان از نوری مالکی مشخص شود وبرای همیشه اشغالگران عراق را ترک نمایند.
ورزش مرغ عزا وعروسی !
در حالیکه تیم روسیه وگرجستان در میدان ورزش هم با هم جنگ میکردند تیم ارمنستان وترکیه به استقبال رفع اختلاف 80ساله ترکیه وارمنستان میروند واین نشان میدهد که ورزش همچون ابزاری است که انسان میتواند از آن بعنوان صلح یا جنگ استفاده کند ونگرش یک بعدی برآن بعنوان عامل صلح کاملا غیر منطقی است .نامگذاری المپیک بر ورزش جهان عملا یاد آور مبارزه مرگ گلادیاتورهای یونانی است که ابدا صلح را تداعی نمی کند وبهمین مناسبت ما میبینیم رییس جمهور ایران هم ترجیح میدهد بجای شرکت در مراسم شرک آلود المپیک در مراسم مناسبتر پارالمپیک شرکت کند. حداقل وجود معلولین نشان خواهد داد که جنگ چه بلاها بر سر انسانها میاورد وصلح خوبست تا شاید این روحیه خشونت که در ورزشهای غربی است به روحیه عطوفت که در ورزشهای شرقی واسلامی است برگردد. متاسفانه در کشتی هم که یک ورزش جوانمردانه است قوانین را بنفع ضد بشری وجنگ وخشونت تغییر میدهند واخیر هل دادن یک امتیاز در کشتی محسوب میشود در حالیکه در کشتی که خواستگاه آن ایران است جوانمردی حکم میکند از هل دادن که فقط تخریب اعصاب طرف است استفاده نشود..